تبليغاتX
گاز نگیر
از هر دری سخنی
گفته بودم که در وبلاگ از اتفاقات کوچک روزمره بنویسم . چیزای کوچک و قشنگی که هر روز اتفاق می افته و زندگی با بودن این اتفاقات معنا پیدا می کنه .

الان تابستونه . نمی دونم خونه شما آپارتمانه یا یک خونه با حیاط . نمی دونم کدوم محله توی کدوم شهر زندگی می کنید . ولی یک چیز را می دونم . اونم اینکه وقتی عصر می شه و وقتی گرمای آفتاب فروکش می کنه اگه وسط کوچه بایستی صدای بازی بچه ها رو می شنوی و من عاشق این صدا هستم !!صدایی که نشون می ده با وجود تمام مشکلات امنیت هست . می دونم دزدی زیاده معتاد زیاده مشکلات اقتصادی زیاده

ولی صدای آژیر قرمز نیست

صدای بمب افکن و ضد هوایی نیست

زوزه موشک نیست

یادمه بچه که بودم با هر صدای آژیر قرمز توی دلم خالی می شد . هر دفعه که پدر یا مادرم دیر خونه می آمدند ۱۰۰۰ جور فکر و خیال به سرم می زد که نکنه بمب روشون افتاده

شب که صدای ضدهوایی می آمد توی بغل مادرم می لرزیدم

خلاصه اینکه مفهوم نا امنی در جنگ را با تمام وجودم حس می کردم .

حالا هر دفعه هرجای دنیا جنگ می شه دلم تاپ تاپ می زنه . برای بچه ها دلم آتش می گیره .

عکسهای زیر را از یک وبلاگ با اسم از اسرائیل به لبنان گرفتم

عکسهای خبری که خبرگزاریها نشون ندادند .

ابتدا داره نشون می ده که بچه های اسرائیلی روی موشکهایی که قراره به لبنان برند را امضا می کنند

 و بعد نگاه کنید اون موشکها به سر بچه ها چی آورده  

sin1

sin2

 کامل عکسها را در از اسرائیل به لبنان ببینید و برای همه بفرستید

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:29  توسط فرناز | 
سلام

اینقدر این سوتی جدید بوش و بلر جالب بود که حیفم اومد اینجا خبرش را نگزارم . البته می خواستم خود خبر را ترجمه کنم ولی دیدم ترجمه شدش خیلی از نکات را نشان نمی دهد .

ماجرا از این قرار است که در حاشیه اجلاس جی 8 در سن پترزبورگ بوش و بلر بدون توجه به اینکه میکروفن جلوی انها باز است و خبرنگاران مکالمه آنها را می توانند ثبت کنند با هم مشغول صحبت خصوصی می شوند . و در نهایت از اونجا که ظاهرا بلر کمی باهوش تر از بوش است ناگهان متوجه می شود که میکروفن باز است و آن را می بندد .

چند نکته در این مکالمه هست که روزنامه هایی مثل ایندیپندنت به ان توجه خاص نشان داده اند:

  1. بوش بلر را با همان لحنی خطاب می کند که سیاهان برده آمریکایی را با آن لحن خطاب می کرده اند
  2. بلر و بوش از تجارتی صحبت می کنند که ظاهرا به خاطر آن نه تنها هیچ تمایلی به خاموش کردن بحران خاورمیانه ندارند بلکه از ان خوشنودند .
  3. بلر قصد سفر به خاورمیانه را دارد و بوش رای او را می زند
  4. نگاه بوش به مسائل دنیا بسیار خودخواهانه و ساده انگارانه است

این نکات را از سایتهای خبری استخراج کردم

اما متن کامل گفتگو را می توانید در ادامه مطلب همین پست بخوانید که منبع آن سایت خبرنگار معروف اسکای نیوز " آدام بولتون " است :  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:50  توسط فرناز | 
پریروز وقتی می خواستم وارد خونه بشوم و داشتم در کوچه را باز می کردم یک دفعه صدای شعف بار پسر کوچولوی همسایه را شنیدم که فریاد می زد :" لاک پشته پیدا شد !!!"

و به سرعت در حالی که لوک  را در دست گرفته بود به سمت من آمد . لوک کاملاً خاکی بود و گویا به این طریق در طی چند روز گذشته استتار کرده بود .

لاکی از دیدن لوک خیلی خوشحال شده بود و دائم توی آب حرکاتی شبیه به معلق زدن انجام می داد .

------------------------------------------------------------------------------------------

سال  ۲۰۰۳ سرویس پک ۲ ویندوز xp را نصب کردم و تا ۳ روز پیش عملا به هیچ مشکلی بر نخوردم . اگر هم احیانا مورد حمله ویروسها و تروجانها قرار می گرفتم اکثرا به صورت دستی ویروس را غیر فعال می کردم .

ولی ۴ روز پیش یک جور ویروس عجیب غریب به سیستم حمله کرد که اجازه هیچ نوع اقدام دفاعی را نمی داد . نحوه عملکردش هم به این صورت بود که به محض بالا آمدن ویندوز کلیه برنامه ها را غیر فعال می کرد و اجازه کلیک نمی داد . سپس سر خود شروع به شماره گیری می کرد ( هر کاری کردم شماره را پیدا نکردم ) و به یک مرکز نامشخص متصل می شد ( خدا کنه پول قبض تلفن زیاد نیاد )

برای اینکه شماره نندازه فیش تلفن را از مودم کشیدم . ولی باز هم مودم در گیر بود ( البته مسلما دیگه خط تلفن اشغال نمی شد )

خوشبختانه ویندوز ۹۸ را از روی سیستم برنداشته بودم و یک نسخه پشتیبان از تمام فایلها گرفتم .

بعد هم بعد از ۳ سال دوباره ویندوز را از اول نصب کردم

ولی خودتون تصور کنید به مدت ۳ سال انواع برنامه ها را نصب کرده بودم

سی دی یک سری از برنامه ها را دارم

و یک سری را هم قرض دادم ( یادم نمی یاد به چه کسانی دادم )

حجم برنامه هایی که باید دوباره نصب کنم اینقدر زیاده که کاملا گیج شدم !!!

به هر حال کار تابستونم در اومد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 11:10  توسط فرناز | 
       به اطلاع می رساند که یک عدد لاک پشت ۷ سانتی متری سبز رنگ به نام لوک دیروز قبل از ظهر گم شده است .

   از یابندگان تقاضا می شود چنانچه از نام برده خبری دارند در همین وبلاگ پیغام گذاشته و من را مطلع کنند .

   بیچاره لاکی از شدت غصه از روز گذشته تاکنون از لاک خود خارج نشده است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 14:1  توسط فرناز | 
چند وقته که دو تا موجود جالب به خونه ما اومدند و با ما زندگی می کنند . بد نیست شما هم با لاکی و لوک آشنا بشوید :

lucky luk

لاکی و لوک دو لاک پشت آکواریومی هستند در اندازه کوچک . این لاک پشتها گوشتخوار هستند ( اولش نمی دونستیم و یک دفعه متوجه شدیم که همه بچه ماهیها سر به نیست شدند ! ) و لاکی و لوک هم علاقه عجیبی به خوردن جگر خام چرخ شده دارند .

اندازه لاکی و لوک بسیار کوچک هست و برای اینکه بتونید تصوری در مورد اندازه آنها داشته باشید به عکس لاک پشتها که در کنار یک ماژیک شب رنک انداخته شده نگاه کنید

measure

همون طور که گفتم لاکی و لوک حساب ماهیها را رسیده بودند بنابراین مجبور شدیم از آکواریوم درشون بیاریم و فعلا تا زمانی که یک آکواریوم دیگه جور کنیم به طور موقت در یک لگن منزل کرده اند .

لاکی و لوک دو تا خاصیت جالب دیکه هم دارند :

۱- خجالتی هستند

۲- علاقه دارند روی کول هم سوار بشند

 

دفعه دیگه براتون راجع به عزیزترین پرنده عالم که خیلی دوستش دارم براتون می نویسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 16:1  توسط فرناز | 
الان امتحان رئولوژی داشتم

بد نبود سوالات قابل حل کردن بودند . ولی له شدم . همش رگراسیون غیر خطی بود و یک عالمه داده که باید وارد ماشین حساب می کردم

سخت ترین امتحانم مونده . ماما نم هنوز مریض هست و خواهرم هم تب کرده

۵ دقیقه دیگه سایت هم تعطیل می شه

فعلا تا بعد از امتحانات چیزی نمی نویسم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 16:50  توسط فرناز | 
الان دیدم که تعداد بازدید از وبلاگ از۱۰۰۰ گذشت احتمالا ۵۰ الی ۶۰ تاش خودم بودم و بقیه اش شما

امتحانات شروع شده . مامانم مریضه و باید ازش پرستاری کنم . دل و دماغ درس خوندنم رفته ( مگه می شه مامان آدم مریض باشه و آدم حوصله هم داشته باشه )

کار خونه و اینا را هم اضافه کنید ببینید چه وضعی می شه

اون وقت  هر چی به یک بنده خدایی می گم من هنوز لای کتاب و جزوه را باز نکردم هی زنگ می زنه اشکال بپرسه ( دل شوره به جونم میندازه )

موندم چه جوری بهش بگم  که دست از سر من بردار من یواش یواش آخر شب ها اگر برسم یک نگاه بندازم کلی هنر کردم !!!

به خدا به همه زبونی گفتم و نفهمیده  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 15:31  توسط فرناز | 
بعد از دو شکست تیم ملی در جام جهانی آه و فغان از همه جا بلند شد که خیلی از این فغانها بی غرض و مرض نبود و نیست و پشت این فریادها خنده های قهقهه آمیز کسانی شنیده می شود که گرچه به ظاهر ناراحت هستند اما در واقع خوشحالند.

خوشحالند چون گمان می برند وارثان سفره ای خواهند شد که سیم و زر در آن جمع شده است .

در هر حال باید بگم که تیم ملی اونقدر ها هم بد نبود .

عربستان و ژاپن را ببینید : فرق ما و این دو تیم در این بود که آنها در بازی اول ۱امتیاز گرفتند و ما در بازی آخر و هر ۳ تیم با یک امتیاز حذف شدیم . ( چه بسا اگر بازی اول ما با آنگولا بود ۳ امتیاز این بازی به خاطر انگیزه بالاتر را کسب کرده بودیم )

پر حرفی نمی کنم

منصف ترین ورزشی نویس ایران و از پیشکسوتان این حرفه جهانگیر کوثری است . متن زیر نوشته وی در روزنامه همشهری می باشد ( حوصله کنید و متن زیر را با دقت بخوانید ) :

 

آلمان_ جهانگير كوثري: براي آنكه آفتاب را بر ديگران بتابانيم، بايد آنرا درون خود داشته باشيم. نابردباري و تنگ  نظري در افرادي كه تريبون در اختيارشان قرار مي گيرد و قلم به دستشان مي دهند، افراط مي آورد و پيش از آنكه به جنگ ريشه ها بروند، از آنچه كه از خودشان سر مي زند غافل مي شوند و نمي انديشند.

آقايان! اينجا جام جهاني است. شانزده تيم حذف شدند. اينجا ميدان برتري هايي است كه در پشتش حمايت ها و پشتيباني هاي مشخص قرار دارد. آنگونه نيست كه نسلهاي بعدي را و همين جوانان امروز را به ديوانگي و دلفريبي واژه هايي مشغول كنيم كه در تاريخ برايشان سودي ندارد. اين نيروي اضافي يا سرمايه انرژي را در چه راهي داريد مي كشانيد؟ اجازه دهيد جوانان ما نيز به نوعي در اين جنبش بزرگ بشري سهيم باشند. جوانان ما داراي حواسي هستند كه تارهاي آن از همه بادهاي گيتي به ارتعاش درمي آيند. اين حواس را بايد حفظ كرد. اجازه ندهيم هزاران حق ديگر در جامعه لطمه ببيند و شكست در جام جهاني ما را منقلب كند.
اين پديده هاي سرايت ملي در هر دوره اي و در هر كشوري ديده مي شود. دوره اي با فوتبال، دوره اي با هنر و دوره اي با سياست و گاه با تلخي اقتصاد و معيشت مردم. ما داريم به سويي مي رويم كه قهرمانان خود را سريع آلوده به الفاظ و صفت هاي غيررايج كنيم. مگر در قبل از جام جهاني به اين اندازه صادق بوديم؟ چه نوشتيم، از اين و از آن، چه لقب ها كه نثار آنها نكرديم، مگر با دوربين دنبال آنها راه نيافتاديم، مگر همين قهرمانان نبودند! نوادگان ما نبايد در آينده به خاطر بياورند كه نياكانشان چگونه از چند پيروزي مست شده بودند و با دو شكست به هذيان افتادند.
 
 هيجانات مردم تا زماني كه به سادگي خود را به آن مي سپارند، بسيار معصومانه است، اما آنانكه دورانديش بودند، دانسته و سنجيده بازي را دنبال كردند و حتي پايان آن را نيز مي دانستند
 
. جام جهاني گذر تنگ و سختي است، جام جهاني بلهوس است، مي بايست مهارت داشت، جام جهاني، براي خود فوت و فني دارد كه براي اهلش پنهان نيست ما مي خواهيم از اين جام بگذريم و كساني را (قهرمانان) غرق كنيم. در اين ميان، جواب اين ضايعات را چه كسي خواهد داد؟
رسانه ها را به جان علي دايي انداخته ايم، و مردم را نسبت به يك قهرمان تحريك كرديم و او را محكوم ابدي رويدادي دانسته ايم كه خود آنرا نشناخته ايم.
به نظر مي رسد چون پيشگويي هايشان غلط درآمده اتفاق برايشان دردناك تر شده است. و حالا با تحريك ديگران كه مي گويند: «محكم تر!  محكم تر بزنيد، اجازه ندهيد اثري از آنها باقي بماند.» تئوري هاي خود را عملي مي كنند. مردم، مردم نبايد فريب اين تحريكات را بخورند. چه زود علاقه ها فرسوده شد! اين غريب ترين نوع خواستن و علاقه داشتن است.
حال روشن شد كه آن تيترها و واژه هاي لطيف، طبعي شكاك در ضمير خود داشته است. بازي تمام شد، جام جهاني باقي است، روز از نو و روزي از نو، به اميد يافتن ريشه ها. قاعده همين است، جوانان پيران را در گور مي كنند.
جام  به نيمه رسيد!
جام جهاني دونيمه شد. شانزده تيم باقي ماندند و بقيه لباسهاي اندوه شكست را پشت و رو پوشيدند و رفتند. انديشه بي باك ژاپني ها نيز غمناك بود. كجا رفت آن همه سرمايه و برنامه ريزي؟
 
 چشم بادامي ها كه اعصاب بيمار نداشتند آنها را چه شد؟ علم و تكنولوژي هم به كارشان نيامد، آنها كه برزيلي ها را براي بناي ساختمان فوتبال خود خريده بودند در مقابل تماشاگران خود زانو زدند. در اين حكايت هم وطن هم معنا ندارد و زيكو، محبوب برزيلي ها را جوانترها له كردند و از روي جسدش گذشتند، برانكو كه جاي خود را دارد.
 
انگيزه زندگي در فوتبال همين است، آخر بايد آنها زندگي كنند. آيا آنها (برزيلي ها) جلاد هستند. گلهاي برزيلي از ناتواني زيكو گفت، هيچكس به او رحمي  نشان نداد، تنها كارلوس آلبرتو پريرا مربي برزيل بود كه گوشه چشمي به او نشان داد و پنج بازيكن اصلي خود را به ميدان نفرستاد. اما آنها كه از روي نيمكت براي مراعات حال زيكو به ميدان آمده بودند، مي خواستند خودنمايي كنند. گيلبرتو، جونينو، سي سينيو، گيلبرتو سيلوا، روبينيو و ريكاردينيو، هنرهاي خود را با رونالدو در يك ميدان نه چندان جدي بيرون ريختند تا ژاپن يكبار ديگر معناي فوتبال را مرور كند. دو شكست و يك مساوي، هفت گل خورده و دو گل زده را به پاي ين ها و كامپيوترهاي ژاپني ريختند تا نرم افزار تازه اي اختراع شود.
مربي ژاپن زيكو يكي از بزرگترين بازيكنان تاريخ جهان بود نه برانكو! زيكو در پايان خطاب به هم وطنان زردپوش خود گفت: «شما جلاد هستيد، فوتبال رحم در درونتان را كشته است.»
بازي هاي پيش  رو:

ژاپن رفت و برزيل روز سه شنبه به ديدار يك افريقايي سمج به نام غنا مي رود. براي غنا ورزشگاه وستفالن دورتموند مسلخ نيست، آنها شيوه ارائه فوتبال در مقابل برزيل را مي شناسند. آنها جمهوري چك و آمريكا را شكست دادند تا به دنبال ايتاليا به دور دوم برسند. آمريكا و چك بازماندند. ايالات متحده آمريكا با آن همه سرمايه گذاري تنها يك مساوي در مقابل ايتاليا داشت و شش گل خورد و رفت تا دوره بعد. اما استراليا در يك توفان سرسام آور كه از سوي كرواسي مي وزيد به تساوي رسيد و به اتفاق برزيل صعود كرد. آنها دوشنبه در ورزشگاه فريتز والتر كايزرسلاترن با اعجوبه هاي چكمه اي رو به رو مي شوند. كروات ها هم با تمام آن ادعاها رفتند. تا آنها باشند كه با برانكو سازش نكنند! امروز بازي هاي مرحله يك هشتم آغاز مي شود. ميزبان گرگ نديده با سوئد روبرو مي شود. كلينزمن خوش شانس و خوش پوش در اين بازي كمي تكان خواهد خورد. اگر ابراهيمويچ به اين بازي برسد، آلمان در مونيخ گير خواهد افتاد. امروز در ورزشگاه سنترال لايپزيك آرژانتين با مكزيك تيم دوم گروه ايران رو به رو مي شود. حالا مي توانيم مكزيك را منصفانه قضاوت كنيم و طبقات بالاي بناي آرژانتين را نيز ببينيم و فردا كه از انگليس با اكوادور و پرتغال و هلند خواهيم نوشت.
در حاشيه
ضعيف ترين تيم هاي اين دوره :۱- صربستان ۲- ژاپن ۳- كاستاريكا ۴- امريكا ۵- توگو
۶- عربستان ۷- ايران ۸- تونس
بهترين تيم هاي دور اول: ۱- آلمان ۲- برزيل ۳- پرتغال ۴- اسپانيا و ...
خوش شانس ترين تيم ها:۱- اكوادور ۲- استراليا
۳- مكزيك ۴- غنا
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 9:10  توسط فرناز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
ليست وبلاگ‌های به روز شده
درباره وبلاگ
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی هستم
زندگی را با همه خوشیها و سختیهاش دوست دارم
چون فرصت قشنگی هست که برای یک بار در اختیار دارم
و می خوام ازش استفاده کنم بنابراین دوست دارم از
اتفاقات کوچک و جالبی که هر روز در اطراف ما رخ می دهد
بنویسم

پیوندهای روزانه
تستهای خودشناسی
ویرایشگر به نویس
یک بازی که با آن به گرسنگان آفریقا برنج اهدا می شود
آیا ما با فرهنگ هستیم
آب در نمایشگاه کتاب
خاطرات مستر همفری
کارتون های دوران کودکی
http://300themovie.info/
http://300themovie.info/
http://300themovie.info/
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
آرشیو موضوعی
ما و سازه های ماکارونی ( قسمت آخر )
سازه های ماکارونی و ما ، گزارش تصویری ( قسمت چهارم
سازه های ماکارونی و ما ( قسمت سوم )
ماجرای سازه های ماکارونی و ما ( قسمت دوم )
ماجرای سازه های ماکارونی و ما ( قسمت اول )
رضایت شغلی
چگونه کبوتر بی صبر ساخته شد
کبوتر بی صبر چگونه ساخته شد ( قسمت دوم )
سوتی بزرگ بوش و بلر !
راز بزرگ من !
همشاگردی سلام
سیره حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و سلم
پیوندها
خواهرم نازنین
کلیپ های با حال
کبوتر بی صبر ( زنده رود : فلش)
کبوتر بی صبر ( کلیپ تهران ، فلش )
کبوتر بی صبر ( ایران کلیپ ، فلش )
نازنین جان( ایتالیایی)
amnesiac
سعید زیگول
مهتاب
بوسه تو
امدادگران ایران
گلایه ها
دل نوشت
جن زده
اقا معلم
حضرت محمد (ص)
دختر آفتاب
پل
عادت می کنیم
وبلاگ پیمان
دنیای عرفان کوچولو
آقا فرید گل
از سرزمینهای شمالی-یلدا
وبلاگ تخصصی آبمیوه
روزنگار خانم شین
برگی از دفترچه ایام
مشاوره پزشکی رایگان
یاد داشتهای ایرج روزدار
آیدا در پنجره
تماشاگه راز
خبرنگار دست چپ ( یک خبرنگار حوادث )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

شمارنده





Powered by WebGozar

 

300 the movie