مطالب زیر را از وبلاگ حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم که مطالب مستند و صحیحی را از حضرت رسول نقل می کند گرفته ام . توی روزگاری که مداحان جای عالمان را گرفته اند و آنچه که می گویند حتی مدح بزرگان دین هم نیست دانستن و آموختن سیره حقیقی پاک ترین انسان واجب تر ین کار است .
پيامبر (ص) زندگي اجتماعي و فردي خود را در شكل معمول و حتي خوب آن شكل ميداد. لباسسفيد ميپوشيد، عطر ميزد، موهاي سر را شانه ميكرد و مرتب دندانهايش را مسواك ميكرد. در ميان اين مسائل، عطر زدن براي آن حضرت يك اصل بود. در روايت هست كه در خانه پيامبر، محليبود كه پيامبر هميشه از آنجا خود را عطر ميزده است:
انس ميگويد: كانت لرسول الله سُكّة يتطيّب منها(امتاع 7.101) در خبر ديگري آمده است كه حضرت ميفرمود در اين دنيا عطر و زن و نماز را بسيار دوست ميدارد، و البته درباره نماز ادامه ميدادند كه قرة عيني في الصلاة. روشني چشمان من در نماز است(مصنف: 321.4).
شخصي روايت ميكند كه من بچه بودم نزد پيامبر (ص) ميآمديم، سر ما را مسح ميكرد. من وقتي دست پيامبر روي سرم كشيده شد چنان بوي معطري احساس كردم كه تا حال فراموش نكردهام. و ادامه ميدهد: اين قدر بوي عطر زياد بود كه گويي از كنار مغازه عطاري رد شده بودم. (امتاع 7.102) كسي هم اگر عطر تعارفي براي پيغمبر ميبرد حضرت هيچ وقت آن را رد نميكرد. نيز نوشتهاند كه رسول خدا (ص) به بوي خوشش شناخته ميشد: كان رسول الله يعرف بريح الطيب(مصنف: 319.4)
حضرت از خوردن چيزهاي بودار كه مردم را اذيت كند پرهيز ميكرد. مخصوصا وقتي سير داشت و استدلالش هم اين بود كه: أكرهه من أجل ريحه.خضاب و رنگ كردن موي هم بر آن حضرت اهميت داشت. حضرت به زنان دستور ميداد تا مويهاي خود را خضاب كنند، اگر شوهر دارند براي شوهر، و اگر ندارند براي آن كه خواستگاران بيشتري داشتهباشند (مصنف: 319.4). حضرت زني را كه در دستانش اثري از خضاب يا حنا نبود، كراهت داشت نگاه كند(مصنف: 488.7).
تصور عمومي چنان است كه گويي اگر كسي ثروتمند نباشد، نبايد از اين قبيل امور استفاده كند، درحالي كه چنين نيست. حضرت خود زندگي سادهاي، روي همان حصيري كه شبها نماز شب ميخواند، روز مينشست و با مردم گفتگو ميكرد و ميهمانانش را پذيراي مينمود (امتاع: 115.7). نوع غذا خوردن او هم در همان حد معمول بود، روي زمين مينشست و غذا ميخورد: كان رسول الله يجلس علي الارض و يأكل علي الارض (امتاع: 7.262) چنان كه در حديث آمده است تا رسول خدا (ص) زنده بود، سه روز پشت سر هم آل محمد سير نبودند (امتاع: 7.263).
حضرت ميكوشد تا احكام را به مردم ياد بدهد و حدود دين و احكام شرعي را مشخص كند. در اينميان، يك اصل مهم، تفهيم اين نكته به مردم است كه دين را بايد از خدا و رسول بگيرند و حلال و حرام را بر اساس قرآن و سنت بشناسند. در خود قرآن، از يهود به خاطر اين كه بيدليل برخي از حلالها را حرامكردهاند، چندين بار، گله شده است.قرآن و رسول و امامان دين، به همان اندازه كه از لااباليگري متنفرند از خشك مقدسي كه ناشي از ضعف قوه عقلاني و تمسك به ظواهر است، هم بيزارند.در خبري آمده است كه پيغمبر (ص) به مسلمانان دستور دادند در سفر روزه نگيرند، ولي عدهاي از روي خشك مقدسي همچنان روزه ميگرفتند. حضرت از اين رفتار مردم به خشم آمده، همان طور كه رويشترشان بودند، ظرف آب را سركشيده و فرمودند: اي خطاكاران، افطار كنيد؟ افطروا يا معشر العصاة.(تهذيب الاثار مسند ابن عباس ج 1، ص 92).
پيامبر (ص) بدون اجازه خداوند چيزي را حلال يا حرام نميكرد، حتي اگر خودش از چيزي بدشميآمد. درباره سير، حضرت از آن متنفر بود و ميفرمود هر كس سير خورده كنار من ننشيند با اين حال، همان لحظه ميفرمود: من حرام نميكنم، زيرا اجازه تحريم آنچه را كه خداوند حلال كرده ندارم، اما من از آن بدم ميآيد.«يا ايها الناس انه ليس بي تحريم ما أحل الله و لكنها شجرة أكره ريحها». (امتاع 7.310)
رعايت حلال و حرام الهي، جزو اصولي بود كه پيامبر به مردم آموزش ميداد و بر آن تأكيد ميكرد. اينمطلب را قرآن هم مكرر فرمود بود كه اينها حدود الهي است و تخطي از آنها بر هيچ كس روا نيست.آنچه هست، اين كه قرآن و حديث بايد با درايت فهميده شود و ظاهرنگري، انسان را به كج فهميميكشاند.
الان توی سایت دانشگاه هستم . به طور خیلی جدی درسها شروع شده و فرصت کارهای جنبی کمتره .
امروز با دوستان توی کتابخونه جمع شدیم تا تمرینهای پدیده های انتقال را حل کنیم . تعداد تمرینها زیاده و یک نفری نمی شه حل کرد .
حقیقت اینه که با قبول شدن توی این دانشگاه خداوند به من لطف بزرگی کرد و من را بادوستان خوبی اشنا کرد . دوستانی که ارزش کار گروهی را می دانند و تا اینجا با همدیگه کارهای زیادی را انجام دادیم .
زمان : جمعه هفتم مهرماه ، اولین جمعه مهرماه 1385
مکان : باغ فردوس تجریش ، موزه سینما ( مدرسه سابق شاهپور تجریش )
هدف : دیدار دوستان و همکلاسیهای قدیم

چند سال پیش که چند نفر همکلاسی که در سالهای 1320 در این مدرسه درس می خواندند تصمیم گرفتند تا اولین جمعه مهرماه در محل مدرسه به یاد گذشته ها به دور هم جمع شوند ، گمان نمی کردند که این گردهمایی کوچک به رسمی همه ساله تبدیل شود و تمامی نسلهایی که در این مکان درس خوانده اند به جمع آنها بپیوندند .
امسال من هم همراه پدربزرگ بودم . مطمئنم که با هیچ کلامی توانایی توصیف آنچه را که دیدم ، نخواهم داشت ، صحنه های زیبایی که چندین بار باعث شد که اشک چشمانم در آید . بنابراین یک گزارش تصویری از این روز زیبا تهیه کردم . البته انتخاب عکس از میان حدود 60 عکسی که گرفته بودیم و همه آنها جالب بود کار سختی بود .برای دیدن گزارش کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
ادامه مطلب
چند روز پیش رو خط بودم که یکی از دوستان به من گفت به دنبال یک جور کلیپ شوخی می گرده و پرسید که من سراغ دارم یا نه ؟
گفتم نه ولی می تونم بسازم .
خلاصه همون شب روی کلیپ کار کردم و " راز بزرگ من ! " را ساختم. فعلا هم در سایت کلیپ تهران نمایش داده می شه.
خوشحال می شم شما هم ببینید و نظرتون را بگید .


