تبليغاتX
گاز نگیر
از هر دری سخنی
آیا واقعا جادو  و جادوگر وجود دارند ؟

یا اینکه فقط بعضی افراد با افکار منفی و پلید خودشون اطرافشون را سمی می کنند ؟

به هر حال چه واقعا جادو باشه یا نباشه دیگه امروز ۱۰۰٪ از یه چیزی مطمئن شدم .

اونایی که سم پاشی می کنند و آشوب به پا می کنند و ... هیچ کدوم به خدای یکتای  قادر متعال ایمان و اعتقاد ندارند . حتی می تونم به جرات بگم که به مکاتب عجیب و غریبی که این روزها عین قارچ زیاد هم شده اند باور دارند .

کسانی هم که تحت تاثیر این پست فطرتها قرار می گیرند اونایی هستند که ایمانشون ضعیف تره .

خدایا ! کمکمون کن تا بر این شرَی که بر پا شده غلبه کنیم !

بارالها ! مکرشون رو به خودشون برگردون و ما رو در برابر حیله ها حفاظت کن .

پروردگارا ! خودت می دونی که همیشه هر حرفی رو به حساب حسن نیت یا سادگی افراد می گذارم و این بار هم شاهد بودی که از محبت چه ظاهری و چه باطنی چیزی کم نگذاشتم .

خدای خوب من ! خیلی دلم می خواد که لعنتشون کنم ولی همه چیز را به حکمت بی کرانت واگذار می کنم .

قسم به سوره فلق :

                                              بگو پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن

 

                                       از شر مخلوقات (شریر و مردم بد اندیش )

 

                                      و از شر شب تار هنگامی ( از پی آزار ) در آید

 

                                    و از شر زنان افسونگر چون به جادو در گرهها بدمند

 

                        و از شر حسود بدخواه چون شرار رشک و حسد بر افروزد ! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 21:39  توسط فرناز | 
۱- وبلاگ نویسی باعث شده تا ضعفها و قوتهای ما خودشون رو بی هیچ واسطه ای نشون بدن . بعضیها قدرت نویسندگی قوی دارند . بعضی به طور ذاتی روحیه طنزپردازی دارند . گروهی هم باری به هر جهت و الکی خوشند و فقط محض خالی نبودن عریضه وبلاگ زدند و با چرت وپرت پرش می کنند .

ولی نکته جالب در همه این وبلاگها غلط های املایی است که خودش دو دشته می شه . یک دسته اون غلطهایی که بر اثر تایپ سریع به وجود می یاد و یک یا دو حرف جا میفته و یا جابه جا می شه

یه دسته هم اونایی که واقعا غلط دیکته است و از ضعف نویسنده سرچشمه می گیریه مثل این غلطها که تازگی دیدم :

همایت  مشقول  مسرف و ...

۲-

این چند روز اخیر بیشترین بازدیدکنندگان که از طریق موتورهای جستجو به وبلاگ من سر زده اند کسانی بوده اند که به دنبال سازه های ماکارونی می گشته اند .

علتش هم فکر کنم مسابقات ماکارونی واحد تاکستان هست .

البته گروه ما به علت درگیرهای امتحان و پروژه در این مشابقه شرکت نمی کنه

واسه راحتی کسانی که دنبال سازه های ماکارونی می گردند لینک کامل سازه های خودمون رو اینجا می زارم .

در ضمن پیشنهاد می کنم لغت کلیدی spaghetty bridge contest رو هم امتحان کنند .

اینم لینک ماجرای سازه های ما :

http://farab22.blogfa.com/8503.aspx 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 21:36  توسط فرناز | 
امان از دست بعضیها که زمان سختی به جای اینکه کمک حال باشند بدتر با ایجاد اضطراب و تو دل خالی کردن روزگار رو سخت تر می کنند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 19:46  توسط فرناز | 
روزهای تیره و سختی را می گذرانیم !

اگر نبود امید به رحمت پروردگار و اعتقاد به اینکه این روزها تنها امتحانی از جانب وی است شاید از پا در می آمدیم .

هرچند که گاه آنقدر فشار زیاد می شود که چون امروز پنهان از دیگران از ته دل بارها و بارها گریستم .

این چند سطر را هم شاید تنها برای برون افکنی این احساسات تیره می نویسم .

گمان نبرید که نا امیدم یا آنکه اعوذ بالله از رحمت او مایوس شده ام ...

نه ...

بلکه این روزها بیشتر و بیشتر به او و بزرگیش ایمان آورده ام که اگر اراده وی نبود اکنون پدربزرگ در کنار ما نبود و صدای خنده اش را نمی شنیدیم .

به هر حال در اوج این اوضاع درهم ریخته ساعتی پیش توانستم طرح توربین هواپیما را که بد قلقی می کرد تمام کنم و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 22:46  توسط فرناز | 
قبلا از پدربزرگم در پست " همشاگردی سلام " نوشته بودم .

از چهارشنبه گذشته پدربزرگ  مریض شده و نزد ما مانده است .

مردی که از کودکی او را به عنوان یک ایرانگرد خبره می شناختم ...

 مردی که همیشه در دستش یک ساک بود و عازم دیدن دیدنیهای کوهستانهای ایران به خصوص زاگرس و البرز مرکزی  ...

مردی که هر از چندگاهی به دشتهای ایران می رفت و با کلی حرف و خاطره و عکس بازمیگشت ...

مردی که از ماندن در رختخواب بیزار بود و همیشه سحرخیز ...

مردی  که هر زمان در خانه بود کتاب را بر روی زمین نمی گذاشت و در حال مطالعه بود ...

چند وقتی است که به شدت بیمار شده است . هیچ گاه ندیده بودم که پدربزرگ از درد شکایت کند . حتی زمانی که به خاطر ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری شده بود نه از درد بلکه تنها از تنگی نفس شکایت کرده بود .

ولی از چهارشنبه شب صدای وی از درد در آمده است . حدود ساعت ۱۱  شب  مشغول درس خواندن بودم که  صدای ناله کردن پدربزرگ را شنیدم . سراغش رفتم . تمام شب از درد می نالید و فریاد می کرد و من هر کاری که بلد بودم از طب سنتی و جدید برایش انجام دادم  . به خاطر سابقه قلبی جرات دادن مسکن نداشتم . ساعت ۳ بود که التماس می کرد وی را  به بیمارستان ببرم  .  ترسیدم که از شدت درد به قلبش فشار بیاید . مادرم را بیدار کردم و تا سحر بالای سرش بودیم .

تا ظهر که بتوانیم پدربزرگ را به دکتر متخصص برسانیم تنها خدا می داند که چه کشیدیم .

خوشبختانه مشکل اصلی را دکتر درمان کرده است اما هنوز پدربزرگ درد می کشد هرچند که به شدت چهارشنبه شب نیست . با اینحال گویا شب هنگام شدت درد بیشتر می شود و این چند شب گذشته را عملا همراه وی تا صبح که کمی درد آرام می گیرید  پابه پا بیدار بوده ام و تنها در طول روز حداکثر یک ساعت فرصت استراحت داشته ام .

امیدوارم هیچ پدربزرگی در هیچ خانه ای بیمار نشود .

 شما هم برای پدربزرگ من  دعا کنید

 تا زودتر سلامتش را بدست آورد .    

 ------------------------------------------------------------------------------------------------

خدا دیشب به ما خیلی رحم کرد .

حال پدربزرگ یک دفعه از شدت درد  به هم خورد و نفسش بند آمد و چشماش سفید شد . برای لحظاتی فکر کردیم که خدای نکرده پدربزرگ از دست رفت .

بعد از اینکه نفس پدربزرگ برگشت از درد فریاد می کشید . وحشت کرده بودیم که نکنه بلایی سر قلبش آمده باشه . تا زمانی که دکتر برسه و حالش جا بیاد و مطمئن بشیم مشکل از قلب نیست خدا می داند که چه کشیدیم .

بعد از اینکه درد آرام شد دو ساعت تمام پدربزرگ  یکنفس با هیجان حرف می زد . از همه چی می گفت و خودش را تخلیه هیجانی می کرد .   خوشحال بودیم که حرف می زند و رنگ به صورتش برگشته است .

واقعا خدا دیشب به ما رحم کرد .

باز هم از همه شما می خوام برای

 

سلامتی پدربزرگ دعا کنید .

از راست به چپ : خودم /دایجون/ پدربزرگ / خواهرم

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 13:16  توسط فرناز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
ليست وبلاگ‌های به روز شده
درباره وبلاگ
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی هستم
زندگی را با همه خوشیها و سختیهاش دوست دارم
چون فرصت قشنگی هست که برای یک بار در اختیار دارم
و می خوام ازش استفاده کنم بنابراین دوست دارم از
اتفاقات کوچک و جالبی که هر روز در اطراف ما رخ می دهد
بنویسم

پیوندهای روزانه
تستهای خودشناسی
ویرایشگر به نویس
یک بازی که با آن به گرسنگان آفریقا برنج اهدا می شود
آیا ما با فرهنگ هستیم
آب در نمایشگاه کتاب
خاطرات مستر همفری
کارتون های دوران کودکی
http://300themovie.info/
http://300themovie.info/
http://300themovie.info/
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
آرشیو موضوعی
ما و سازه های ماکارونی ( قسمت آخر )
سازه های ماکارونی و ما ، گزارش تصویری ( قسمت چهارم
سازه های ماکارونی و ما ( قسمت سوم )
ماجرای سازه های ماکارونی و ما ( قسمت دوم )
ماجرای سازه های ماکارونی و ما ( قسمت اول )
رضایت شغلی
چگونه کبوتر بی صبر ساخته شد
کبوتر بی صبر چگونه ساخته شد ( قسمت دوم )
سوتی بزرگ بوش و بلر !
راز بزرگ من !
همشاگردی سلام
سیره حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و سلم
پیوندها
خواهرم نازنین
کلیپ های با حال
کبوتر بی صبر ( زنده رود : فلش)
کبوتر بی صبر ( کلیپ تهران ، فلش )
کبوتر بی صبر ( ایران کلیپ ، فلش )
نازنین جان( ایتالیایی)
amnesiac
سعید زیگول
مهتاب
بوسه تو
امدادگران ایران
گلایه ها
دل نوشت
جن زده
اقا معلم
حضرت محمد (ص)
دختر آفتاب
پل
عادت می کنیم
وبلاگ پیمان
دنیای عرفان کوچولو
آقا فرید گل
از سرزمینهای شمالی-یلدا
وبلاگ تخصصی آبمیوه
روزنگار خانم شین
برگی از دفترچه ایام
مشاوره پزشکی رایگان
یاد داشتهای ایرج روزدار
آیدا در پنجره
تماشاگه راز
خبرنگار دست چپ ( یک خبرنگار حوادث )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

شمارنده





Powered by WebGozar

 

300 the movie