![]() |
![]() |
|
| از هر دری سخنی |
|
۱- همچنان در تعطیلات موقت به سر می برم ولی حیفم آمد مطلب زیر را ننویسم .
۲- هر روز به وبلاگ خانم شین سر می زنم . امروز نوشته بود که وبلاگش چهل و پنج هزار دلار می ارزه و آدرس لینکی را داده بود که قیمت وبلاگها را میدهد . ذوق زده مال خودم را هم امتحان کردم . حدود ده هزار دلار وبلاگ من ارزش داره . آی ذوق کردم . آی ذوق کردم ! ۳- نمی دونم سایتش سر کاریه یا اینکه واقعا ارزش وبلاگها را درست اعلام می کنه . من که حوصله نداشتم سایت را زیر و رو کنم و از اصل ماجرا سر دربیارم . حالا هر کی که حوصله کرد و روی این موضوع وقت گذاشت من را هم با خبر کند . این هم لینک سایت : 4- نتونستم جلوی فضولی خودم را بگیرم و مظنه قیمت وبلاگ پیمان را هم گرفتم . آقا تبریک می گم . وبلاگ شما $31,049.70 می ارزد . اگر همچنان خیال مهاجرت داری وبلاگت را بفروش و حرکت کن . هوای این آبجی کوچیکه را هم داشته باش ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:22 توسط فرناز |
|
|
خبر تکمیلی -
خوشبختانه دوستان زیادی به این طرح پاسخ مثبت داده اند که از همه آنها متشکرم . آیدای عزیز هم پوستر زیبای زیر را طراحی کرده است . از دوستان کسانی هم که ذوق و سلیقه دارند و هم حوصله و وقت می توانند برای فراخوان لوگو تهیه کرده و خبرش را به من بدهند . ![]() 1-اوضاع کار و بار پروژه فعلا خیلی سنگین شده و مجبورم مدتی از برخی کارها و فعالیتها صرفنظر کنم . یکی از همین کارها وبلاگ نویسی است . 2- طرحی را همراه با پیمان برای معضل دستشویی عمومی در سطح شهرها راه انداختیم و از دوستان وبلاگ نویس درخواست کرده ایم تا در این زمینه بنویسند ، تا به این طریق وجدان بهداشتی جامعه بیدار شده و راه حلی برای این معضل پیدا شود . به همین خاطر تنها کاری که در دوران تعطیلی موقت وبلاگ می کنم اضافه کردن لینک دوستانی است که به این درخواست جواب مثبت داده اند . 3- درخواستی دارم از کسانی که در مورد طرح دستشویی عمومی می نویسند : لطفا شما هم به سایر دوستانتان در این مورد اطلاع رسانی کنید و لینک این پست را به ایشان بدهید . در ضمن هر کس که در این مورد مطلبی نوشت لینک مطلب را در بخش نظر سنجی اضافه کند . لینک مطالب مرتبط : ما توالت می خوایم ، یالا (زیگول) وبلاگستان به یاری استیصال می آید ( چشمهایی که فکر می کنند ) مستراح عمومی ( گاز نگیر) تولد حق طبيعي ماست ، اين حق را از ما نگيري ( آیدا در پنجره )شب شعر در کافی شاپ ( کمیک استریپ جالب از بزرگمهر حسین پور در باب آبریزگاه) 50 سنت برای نزدیکترین توالتدستشویی دلباز در شیراز ( فالشیست )حکایت قضای حجت ناصرالدین شاه در کاخ ورسای (توکای مقدس ) آنجا که تصمیمهای کبری گرفته می شود ! ( از پشت یک سوم ) ’توالت" یک مسئلهی مبرم جهانی استمسئله كمبود سرويسهاي بهداشتي در بين راههاي كشور يكي از مشكلات موجود براي گردشگران (خبرگزاری فارس)عواقب کشنده عدم دسترسی به توالت بهداشتی ( سلامت نیوز ) ساختن توالت سخت تر است یا موشک فضایی ؟!( شیخ شهر ) مهمان نوازی ما ایرانی ها و حکایت پول افتابه ! ( تلخ نوشته ها )خواجه حافظ شیرازی و معضل WC ( مزاحم )نگذاریم در این هیاهو شهر بی مستراح بماند! (آونگ خاطره های ما )مشکل توالت عمومی در مدارس فرانسه ( همشهری آنلاین )فقر بهداشت در جامعه (آیدا در پنجره ) بحث شیرین توالت و مستراح ( زیتون ) مستراح نامه ، شعر ( غرش ) یک مقوله لعنتی ( حالنامه ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 10:36 توسط فرناز |
|
|
خدا زیاد
کنه اورژانسها و بیمارستانها و کلینیکهای 24 ساعته این شهر را ! معلوم نیست اگه همین چند تا مراکز عمومی درمانی در سطح شهر نبود چه بلایی سر اون بنده خداهایی می آمد که توی این سرما پهلوهاشون چاییده و گلاب به روتون نیاز به دست به آب و مستراح پیدا کرده اند . حداقل در این جور جاها به روی همه بازه و حداقل یک فقره دستشویی عمومی توی راهروهاشون پیدا می شه ! ![]() بیچاره
کسی که توی اتوبان و بزرگراه دچار مشکل بشه . سر تا ته بزرگراههای این شهر هیچ جا پیدا نمی شه که با خیال راحت طرف خودش را خالی کنه . باز
حالا وضع افراد ذکور جامعه بهتره . خیلی که فشار بیاد ماشین را می زنند کنار و درش
رو باز می کنند و وانمود می کنند دارند دنبال یک شیء گمشده می گردند و ... ولی وای
به حال اناث جامعه . به 1001 دلیل ( که مجبورم سانسور کنم !) نمی تونند کاری کنند
و از شدت استیصال به گریه می افتند . باز اگه
روز باشه و داخل شهر باشی شاید فرجی بشه و مشکل حل بشه . مثلا مرکز فروشی اون
اطراف باشه یا اینکه چشمت به جمال یک مدرسه ( ترجیحا دخترانه ) روشن بشه که درش هم
باز باشه ، امیدی به نجات خواهد بود .
البته دور مراکز فروش را باید این روزها درز گرفت . چرا ؟ چون
تصورش را بکنید ، توی اون وضعیت که چشمتون هیچ جا رو نمی بینه و با سرعت نور دارید
به سمت پاساژ حرکت می کنید خدای ناکرده اگه روسریتون عقب بره یا اینکه باد بزنه
مانتوتون کوتاهتر به نظر بیاد قبل از اینکه چشمتون به جمال دستشویی روشن بشه
گرفتار گشت ارشاد می افتید و چون حالتون بده ممکنه یک کم درشت جواب بدهید و ... خلاصه به مقصود نرسید ! ترجیحا
فعلا اورژانسها و بیمارستانها و کلینیکها مکانهای امن و مناسب برای قضای حاجت
هستند . باور نمی کنید ؟ یک روز
جمعه وسط خیابان شریعتی یکی از همراهان ما دچار همین معضل شد . بنده خدا از شدت
استیصل سرخ و سفید می شد و مشتهاش رو فشار می داد . هر جا چشم می انداختیم دریغ از
یک دستشویی عمومی بود نا اینکه با خوشحالی فریاد زد : اورژانس بیمارستان ! و با
سرعت برق و باد به آن سمت دوید . یکی از
آشنایان تعریف می کرد زمانی که خانمش باردار بود هر بار که از سونوگرافی بر می
گشتند بین راه ناچار می شدند به یکی از یستگانشان که خانه اش در مسیر بود سر بزنند
و صله رحم کنند ! البته
فکر کنم وضع شهرهای دیگر نیز از لحاظ کمبود دستشویی های عمومی شبیه تهران باشد . اگر
شما هم وسط خیابان و بزرگراه نیاز مبرم به دستشویی پیدا کنید چه می کنید ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 20:33 توسط فرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی هستم
زندگی را با همه خوشیها و سختیهاش دوست دارم چون فرصت قشنگی هست که برای یک بار در اختیار دارم و می خوام ازش استفاده کنم بنابراین دوست دارم از اتفاقات کوچک و جالبی که هر روز در اطراف ما رخ می دهد بنویسم |
|
RSS
|