پریروز که از سر کار به خانه بر می گشتم ، هنگام عبورم از تجریش غیر از حال و هوای انتخابات و پوسترها و حرفهایی که عابران در این زمینه می زدند و از کنارم می گذشتند، روبه روی بیمارستان شهدا اتفاقی که هیچ ربطی به این ماجراها نداشت توجهم را جلب کرد.
زنی ناگهان با صدای بلند پای تلفن داد زد: نه! دروغ می گی !!! یعنی تو همین نیم ساعت؟!... مطمئنی؟ وایسا الان اصغر آقا را تا راه نیفتاده صدا می کنم.... اصغر آقا! اصغر آقا!... بیا ببین حمید چی میگه؟ میگه ماشینش نیست، ماشین رو بردند؟
بعد اصغر آقا گوشی را گرفت و پرسید: چی میگی حمید؟ کجا پارک کرده بودی ؟ قفل فرمون زده بودی ؟.......
همین طور که به سمت خیابان دربند دور می شدم دیدم که زن و اصغر آقا به سمت میدان تجریش می دویدند...
در دلم گفتم خدا کنه ماشین را نبرده باشند و این آقا فقط جای پارک ماشین را اشتباه کرده باشد.
این جریان گذشت تا امروز صبح که اخبار را مرور می کردم و خبر اتفاقات اخیر در مناطق شمال شهر تهران و عدم دخالت پلیس در آنها را خواندم.
باز هم از کنار این خبر گذشتم و ارتباطی بین دو اتفاق اخیر ندیدم.
امروز صبح داییم به منزلمان آمد و با هم چای و نان و پنیر خوردیم و کمی شوخی کردیم و خندیدیم و بعد دایی و شاهرخ (برادرم) با هم از منزل خارج شدند. اندکی پیش شاهرخ که از راه رسید گفت پولهای دایی را در بانک زده اند.
شوکه شدم!
گفتم کی ؟
گفت: دیروز بعد از ظهر که شهریه کلاس زبان دختر داییم را در بانک به حساب ریخته
گفتم : همان موقع نفهمیده؟
گفت: نه! امروز که از اینجا می رود متوجه می شود که پولهایش درون کیف پولش نیست.
گفتم: کدام بانک بوده ؟ شاید از کیفش افتاده؟
گفت: تجریش! نه نیفتاده. از بانک هم سوال کرده .
وارد جزئیات ماجرا نمی شوم اما شواهد ماجرا کاملا نشان می دهد که دزدی بوده است و دزدی هم با نقشه قبلی و خونسردی انجام شده.اما بازهم در دلم خدا خدا می کنم که واقعا دزدی در کار نبوده باشد و پولها از کیف افتاده باشد بیرون و یکی از مغازه دارها یا مشتریان خوش انصاف آن را پیدا کند.
در قسمتی از خبری که امروز خواندم آمده بود :
"در میدان تجریش نیز به رغم حضور دهها پلیس و گشتهای ارشاد هیچ دخالتی برای کنترل وضع نابسامان شده ترافیک و .... صورت نمیگیرد که باعث میشود رانندگان گرفتار در ترافیکی عذابآور شوند."
ظاهرا دزدهای نا محترم نامرد خیالشان راحت است که سرفرصت و وسط روز روشن به شغل تخصصی دزدی مشغولند.


