![]() |
![]() |
|
| از هر دری سخنی |
|
آرزوی اولم برآورده شد.دیشب تا صبح بیدار بودم و هری پاتر را می خواندم. هنوز تحت تاثیر جادوی کتاب هستم. هرچند دلم نمی خواست بعضی اتفاقها برای بعضی افراد بیفتند. از جلد اول از شخصیت اسنیپ خوشم آمده بود. ای کاش در انتهای کتاب ... ۷ سال پیش از یک بازار خیریه دو جلد از کتاب هری پاتر ( هری پاتر و جام آتش ) را به توصیه کتابفروش و قیمت ۴۰۰۰ تومان خریدم. بعد به شدت پشیمان شدم که چرا یک کتاب نوجوانان خریده ام. و دلزده و نخوانده آنرا به گوشه ای انداختم. مدتی بعد سر کلاسهای کسل کننده بیوشیمی متوجه شدم که دختری به شدت مشغول مطالعه کتابی است. کتاب را نشانم داد . هری پاتر بود. گفت فوق العده است. همان شب کتاب را دست گرفتم. تا نیمه های کتاب فکر می کردم هرمیون پسر و رون دختر است. یکشبه تمامش کردم. بعد جلد دوم ( حفره اسرار ) را خریدم و خواندم. سپس جلد اول ( سنگ جادو ) و پس از آن جلد سوم ( زندانی آزکابان ) را خواندم. لذت نهایی را زمانی بردم که دوباره از جلد ۱ تا ۴ را پشت سر هم خواندم. من دوبار هری را کشف کرده بودم ! سایر جلد ها را پس از چاپ قرض گرفتم. ولی برای خواندن آخرین جلد ( یادگاران مرگ ) لازم بود تا جلد ۵ و ۶ را بازخوانی کنم. به همین خاطر خواندن جلد آخر به تعویق افتاد . و دیشب تا صبح بیدار بودم و در نبرد هری با ولمورت او را همراهی می کردم. و کتاب مرا جادو کرده است ! کسی چوبدستی مرا ندیده است ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:44 توسط فرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی هستم
زندگی را با همه خوشیها و سختیهاش دوست دارم چون فرصت قشنگی هست که برای یک بار در اختیار دارم و می خوام ازش استفاده کنم بنابراین دوست دارم از اتفاقات کوچک و جالبی که هر روز در اطراف ما رخ می دهد بنویسم |
|
RSS
|